شعر طنز برای دانشجویان عزیز



از صفر من تا بیست تو راهی به جز تقدیر نیست


دلخوش به استادم نکن حذف اظطراری دیر نیست


من غایبم یا در سکوت,تو حاضر و در گفتگو


من غافل از استاد و درس,تو می نویسی مو به مو


 با جزوه و فرمول بیا,تا پاس کنم یک واحدی


چیزی نخواندن بهتر از یک شب تلاش بیخودی


با عشق در دانشکده جایی برای درس نیست


البته ترم هفت و هشت,دیگر مجال ترس نیست  


دانشجو گر عاشق شود,بی پرده مشروط می شود


چیزی شبیه آب هویج با کوفته مخلوط می شود


امشب


امشب که نهم برسر. قرآنِ تو را تا صبح، خواهم که به درگاهت . آشفته کنم مویم


امشب سرآن دارم . تا با تو سخن گویم راه تو بپویم من . اسرار تو راجویم

امشب به درت خواهم . تاصبح همی کوبم تا خود به درآئی زان . عطرت به صفا بویم

امشب زغمم تاصبح . حرف دل خود گویم پیمانه به پیش آری . تا باز کنی رویم

امشب زمیت نوشم . تا مست کند آن می، من را که گنه کردم . بسیار مدد جویم

امشب به سرم می زن . بی خود ز خودم گردان زیرا که ز رویت من . بسیار شرم رویم

امشب به درت کوبم . تا بازکنی در را می کوبم و می خواهم . دست از گنهم شویم

امشب در لطفت را . بگشا زبرم جانا مردانه تو را گویم . راهت به لقا پویم

امشب زمیت ساقی . مستم توچنان گردان تا بازشوم عبدت . کفران نشودخویم

امشب که نهم برسر. قرآن تو را تا صبح، خواهم که به درگاهت . آشفته کنم مویم

امشب ز تو می خواهم . تاعفوکنی من را زین رو به درت تا صبح . خاک ازتوبه می سویم

امشب بپوشم جوشن . با خواندن نامت من یارب زبلاهایت . ایمن بنما کویم!