ـ این ممکن است که بتوان هر چیزی را به صورت علمی شرح داد،اما این بی احساس و بی معنی خواهد 


بود،درست مثل این که اگر شما سمفونی بتهوون را همچون یک موج نوسانی فشرده شرح دهید.


ـ مسلما نیروی جاذبه هیچ مسئولیتی در قبال افتادن انسانها در عشق ندارد.


ـ تخیلات بسیار مهم تر و با ارزش تر از دانش و دانسته ها هستند.


ـ اشخاص مختلف به کمک تکلم می توانند تا حدودی تجربیات خود را با هم مقایسه کنند،از این راه نشان داده

می شود که برخی ادراکات حسی اشخاص مختلف نظیر یکدیگر است،در حالی که برای ادراکات حسی دیگر

چنین تناظری را نمی توان اثبات کرد.ما عادت داریم که آن دسته از ادراکات حسی را که بین افراد مختلف

مشترک هستند و بنابراین ،تا حدودی،غیر شخصی هستند را،واقعی بدانیم.


ـ در طول یک قانون ریاضی به یک واقعیت اشاره می شود ولی یقین وجود ندارد. در طول زمانی که یقین وجود

دارد،کسی به واقعیت اشاره نمی کند.


ـ گاهی اوقات ما بهای هنگفتی را برای هیچ می پردازیم.


ـ زمانی که از آلبرت اینیشتین خواسته شد که درباره ی رادیو شرح دهد،پاسخ داد:

((ببینید،سیم تلگراف شبیه یک گربه ی بسیار بسیار طویل می باشد.شما دم او را در نیویورک می کشید،و او

در لس آنجلس میومیو می کند.آیا شما این را درک می کنید؟رادیو نیز دقیقا این چنین عمل می کند؛شما

سیگنال را در اینجا ارسال می کنید وآنها در انجا ان را دریافت می کنند.فقط با این تفاوت که در آنجا گربه ای

وجود ندارد.))